تبليغاتX
فانوسک خاموش
اون خانومه که تو آموزش نشسته بهش میگن چی؟! یعنی اسم سمتشو نمیدونم!

حااااااااااااااااااااااااالم ازش بهم میخوره !

دوستم میگفت کاش حامله میشد 1 سالی از دستش راحت بودیم !

من رسما پخش شده بودم کف سالن ! گفتم نیست طرف 20 سالشه ! واسه همینم اینو میگی ! 

من خیلی برام سخته وقتی از یه نفر بدم میاد جلو خودمو بگیرم و به طرف نفهمونم ! (یعنی از یکی بدم بیاد طرف خودش فهمیده !) ولی هروقت رفتم پیشش قبلش نفس عمیــــــق ، لبخند ! سلام خسته نباشید ! ......... آی ریلی هیت یو !

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 15:11 توسط سحر

من نمیدونم در توصیف شخصی که دیگری رو به خاطر لهجه اش! مسخره میکنه چی بگم !


+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 22:23 توسط سحر |

کاش تمام این اتفاقات سال 86 افتاده بود !

کاش به جای خرداد 88 ، خرداد 86 بود !

تا من هیچ وقت اون تصمیم رو نمیگرفتم !

کاش ....

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 14:23 توسط سحر

عصای رفتنم سسته !
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 17:22 توسط سحر

وای وای وای ! آخه آدم چقدر بی جنبه ! چقدر دچار کمبود توجه =))

که وقتی یک روز با ماشین میاد دانشگاه سوئیچ ماشینشو از جیبش میندازه بیرون !

دوستم گفت بهش گفتم : سوئیچتون نیافته ! طرفم کرده تو جیبش . بعد میگفت همین طور زیر نظرش داشتم دو قدم رفت جلوتر دوباره درآورد !

اوکی بابا فهمیدیم با ماشین اومدی . فهمیدیم ماشینت چیه . بابا مایه دار =))

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 13:33 توسط سحر |

تمام خواننده ها خواهشاً بفرمائید اون طرف !

آقای لهراسبی شما بفرما این طرف !

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 19:43 توسط سحر

در حال دق هستم الآن ! کسی خونه نیست . درس هم دارم اما دست و دلم به درررررررس نمیره ! :-&

همون قدری که از این هوا خوشم میاد همونقدرم تو تنهایی ازش متنفرم ! (تو تا حالا چنین احساسی داشتی؟  )

شماره تلفن های گوشیمو نگاه میکنم . آه خدا به کی زنگ بزنم . صمیمی ترین دوستانم پردیس سینمایی پارک ملت و اریکه ایرانیان (مجموعه تفریحی ، فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، ورزشی ، اخلاقی ، هنری ، انقلابی !!! ) هستند !

به دوستم اس م س میدهم بیا اینجا . میگه مشق فیزیک دارم . میگم نچ نچ نچ ! خجالت داره ! دانشجو و درس ؟ 1 ساعت بعد => این همه خونی که استاد در دل ِ ما میکند      جای ما هر کس که باشد ترک دانش میکند

اگر این تنبلی ما رو ول می کرد الان اینجوری نبود ! تا الان 8 تا پاساژ رفته بودم . 3 تا ذرت مکزیکی و 2 تا اب انار خوده بودم و به 6 تا از پارک های تهران سر زده بودم ! مشکل کجاست ؟ باید مقداری سربالایی برم بالا حوصله ندارم ! برم شهرداری منطقه بگم صافش کنند

+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 16:50 توسط سحر

88/8/8

+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 11:17 توسط سحر